امشب برای هزارمین بار
این حقیقت مث پتک خورد تو سرم
ما هیچ شبیه به هم نیستیم...
من هر کاری کنم تو نهایتش
فکر می کنی من از سر بیکاری
این همه پیگیر تو و این علاقه ام...
دیگه من چی بگم!
اصلا چی می تونم که بگم...
فکر می کنی من دنبال سرگرمی ام؟
من اگه مشغول ترین ادم دنیا هم که باشم
نمی تونم صدای افکار و ضربان قلبم
رو که دارن از شدت کمبود تو زجه می زنند، خاموش کنم...
خودت هم باورت نمیشه، وقتی میگم تا چه هست دیوانه و
دلخسته تو ام یعنی چی..
فکر می کنی من اگه یه حس عادی و معمولی و سطحی
به تو داشتم یا می تونستم که داشته باشم، این همه مدت
خودم رو از این قید و بند ازاد نمی کردم؟
نفرین به این دنیای کوفتی که از همه چیزش به من
فقط سایه ای از توهم رسید!
RSS
TEMP:M0ZHGAN
ساخت کد موزیک
برچسب:
نویسنده: پرنیا نوروزی