یعنی میشه؟؟؟
حتی فکرشم باعث میشه ضربان قلبم بالا بره!
از همین الان دارم کلمات رو تو ذهنم ردیف می کنم...
دیگه نمی خوام مثلا همیشه بعد از سلام کردن کاملا دست و پامو گم کنم!!!
ولی یه چیزی!
ممکنه بعد از این همه سال بازم مثل سابق باشه؟ فکر اینکه نباشه ، دیوونم می کنه...
تا روزی که وقتش برسه هزاربار مرده و زنده می شم!!!
خدایا یعنی چی میشه؟!...
بعدا نوشت: تازه فهمیدم که مادرتون فوت شدن...
روحشون شاد...
برچسب:
نویسنده: پرنیا نوروزی