دوباره از حالت خنثی رفتم سمت عصبی و غمگین بودن!
آره خب می دونم که هیچ حس و حالتی ماندگار نیست
و آدم مدام در حال تغییره،ولی من به همین خنثی بودن
هم راضی هستم و دیگه توقعی از خودم ندارم که شاد باشم...
من این روزها خیلی به خودم برای یه سری مسائل سخت گرفتم
به خاطر همین سطح انرژی روح و روانم به شدت کم شده!!!
این بی انگیزه بودن، داره من رو از پا در میاره...
من دیگه نمی تونم اینطوری ادامه بدم...
بعد از اینکه همه چیز رو در مورد شما پذیرفتم
و تقریبا همه امیدم رو برای بهتر شدن رابطه ای که
سال ها در موردش رویاپردازی می کردم، از دست دادم
این بی انگیزگی بیشتر شد!
کاش همون سال اول می فهمیدم...
کاش...
من چه می دونستم نتیجه من و با شما میشه
منِ بی من...
برچسب:
نویسنده: پرنیا نوروزی