324
-
تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 13:03
اگه از اولش می دونستم که اخر این ماجرا همین چیزی هست که این روزها می بینم،هیچ وقت اینقدر خودم رو بی رحمانه به خاطر رفتن سرزنش نمی کردم!اینقدر احمقانه توی ذهنم رویا بافی نمی کردم...هیچوقت...Adblock test (Why?)
321
-
تاریخ: 1401/12/23 ساعت: 17:59
ما آدم ها توانایی این رو نداریم،چیزی رو که قراره از دست بدیم، نگه داریم...در واقع اون چیز از اولش هم برای ما نبوده!کاش ما ادم ها اینقدر توی توهمات خودمون غرق نمیشدیم تا در نهایت بمیریم...Adblock test (Why?)
322
-
تاریخ: 1401/12/23 ساعت: 17:59
من خیلی چیزها رو می فهمم و حس می کنم ولی دیگه اون ادمی که نسبت به همه چیز واکنش نشون می داد، مرده :)ار اتفاقی قرار باشه بیفته، میفته! از دست من یکی که کاری ساخته نیست.من نمی تونم به زور شرایط رو طبق میلم پیش ببرم و نگه دارم!Adblock test (Why?)
323
-
تاریخ: 1401/12/23 ساعت: 17:59
حس می کنم یه روز دقیقا وسط اون خواسته های عمیق و نرسیدن هاوسط اون انتظارات و توقع های کشنده وسط اون عشق دیوانه وار و کم نسیبی ها و گاها بی نسیبی هالا به لای اون فاصله ها و دلتنگی های زجراور یه چیزی درون من مرد برای همیشه و تاثیر زیادی روی این حس گذاشت و باعث شد یه چیزی ازش کم بشهچرا من دیگه هیچ انتظ...
316
-
تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 12:17
ولی یروز به خودمون میایم و می بینیم که تا حالا با هیچکس به جز خودمون انقدر سخت گیر، سرزنشگر ، بدقول، کم توجه و لجباز نبودیم... #ناشناس
317
-
تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 12:17
صرفا نوشته شده برای خودم جهت تخلیه احساساتم! پس این پست رمز داره !
318
-
تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 12:17
من کسی هستم که با فکر از دست دادنت هم اشک ریختم ولی اگه فکر کنم که با بودنم اذیت میشی کنار می کشم!
307
-
تاریخ: 1401/11/20 ساعت: 19:06
کاش تناسخ و بازگشت دوباره به این دنیاواقعیت داشته باشه!کاش من توی زندگی بعدیم یادم بمونه کهچی بهم گذشت!من انتقامم رو از این دل بی صاحابم می گیرمکه بهترین روزهای زندگیم رو به خاطرش توی رنج و عذابسر کردم...خب اینکه بگیم گذشته ها گذشته، خیلی راحته!!!چیزی که هر روز داری به خاطرش تاوان پس میدی، چطورمیشه ...
308
-
تاریخ: 1401/11/20 ساعت: 19:06
آره خب!هنوزم دلم برای اون کسی که قراره برام یه دوست عادی ولی عزیزتر از بقیه باشه، تنگ میشه...هنوزم حالت دلتنگیش جوریه که انگار یه موجی از غم و گرما از دلم رد میشه!ولی دیگه کمتر خودخوری می کنم!کمتر خودمو اذیت می کنم!این خودش یه پیشرفت بزرگ و چشمگیره:)راستی الان که دارم این رو می نویسم خیلی هوا خوبهخن...
309
-
تاریخ: 1401/11/20 ساعت: 19:06
دوباره از حالت خنثی رفتم سمت عصبی و غمگین بودن!آره خب می دونم که هیچ حس و حالتی ماندگار نیستو آدم مدام در حال تغییره،ولی من به همین خنثی بودنهم راضی هستم و دیگه توقعی از خودم ندارم که شاد باشم...من این روزها خیلی به خودم برای یه سری مسائل سخت گرفتمبه خاطر همین سطح انرژی روح و روانم به شدت کم شده!!!ا...
242
-
تاریخ: 1401/4/12 ساعت: 11:49
خواستم كه اخرين پست اين وبلاگتوى روز تولدت باشهبيش از ١٠ سال من با اين وبلاگزندگى كردم تمام اين مدت سنگ صبورم بودشد، درياى حرف هاى نا تمام دل من!شد، شاهد غصه ها و حسرت هاى من!ولى راستش ديگه حرف چندانى برام نمونده. نه ديگه به خيلى چيزها فكر مى كنم كه بتونم بنويسم و نه چيز زيادى ناراحتم مى كنه كه بتون...
233
-
تاریخ: 1399/1/19 ساعت: 2:31
خدايا! ازت مى خوام ، اگه قرار باشه اتفاقى برامون بيفتهمن قبل از عزيزانم باشم...
234
-
تاریخ: 1399/1/19 ساعت: 2:31
خدايا خيلى ببخشيداااا! خيلى معذرت مى خوام اما اين چه وضعشه؟!خواهش مى كنم كمك كن همه چى به روال سابق برگرده!!!!اقا اصلا باشه !!!!بنزين همون ٣ تومان! دلار ٢٠ هزار...اصلا هيچ وقت خونه دار نشديم هم نشديم، ولى خواااااهش مى كنمبا جون عزيزانمون ما رو امتحان نكن...
235
-
تاریخ: 1399/1/19 ساعت: 2:31
وقتى از اخرين پيامت خيلى مى گذره، خودم زنگى كه مخصوصا براى پيام تو گذاشتم رو به صدا در ميارم...خيلى حس خوبى بهم ميده! كاش از ٢٤ ساعت ٢٨ ساعتش كنارم بودى...لعنت به اين روزهاى ويروسى بدون تو...
236
-
تاریخ: 1399/1/19 ساعت: 2:31
بچه كه بودم فكر مى كردم ادم كم توقعى هستم.برام مهم نبود كه چه لباسى مى پوشم يا چه اسباب بازى هايى دارم. هيچ اهميتى نداشت كه بقيه مسافرت به كجاها ميرن وچى مى خورن...اين روند ادامه داشت تا اينكه تو وارد
237
-
تاریخ: 1399/1/19 ساعت: 2:31
يه قلب دارم من، يه ماهى قرمزكه با تمام گلو، چسبيده به قلاب...
238
-
تاریخ: 1399/1/19 ساعت: 2:31
همينطور كه به خودتم گفتمپارسال اين موقع ها به هيچ وجه فكرشم نمى كردم كه بتونم كنار تو باشم...خدايا ازت ممنونم!كاش همه چيز درست شه و به روال سابق برگردهكه بيشتر بتونم از با تو بودن لذت ببرمزنده كنى جان من، جان چون تفتان من!
239
-
تاریخ: 1399/1/19 ساعت: 2:31
چرا بعضى وقتا ما آدم ها با اينكه مى دونيم كوچك ترين كار از جانب ما مى تونه حال يك نفر رو خوب كنه و كل روزش رو بسازه ، اون كار رو دريغ مى كنيم!
240
-
تاریخ: 1399/1/19 ساعت: 2:31
خيرم به ديوار بيمار دائم بيدار حال من اين روزا اينه! تو در چه حالى؟!...
241
-
تاریخ: 1399/1/19 ساعت: 2:31
مى دونى؟وقتى مى بينم آنلاين هستى با خيال راحت ترى مى خوابم